مهدی صارمی نژاد توییتر

نکاتی کوتاه و موثر از نظر روانشناس بالینی مهدی صارمی نژاد

روان ما چطوری از طریق بدنمون با ما صحبت میکنه؟!

۴۳ بازديد
مهدی صارمی نژاد- روان تنی

زمان هایی هست که روان ما بخاطر بی توجهی که بهش میکنیم، از طریق بدنمون با ما صحبت میکنه که بهش اصطلاحا روان تنی میگن.
چند نمونه بارز از روان تنی ها شامل موارد زیر میشه:

معده درد و نفخ شکم
یکی از شایع ترین عوارضی که استرس و اضطراب می تونن به دنبال داشته باشن، مشکلات گوارشی مانند درد معده و نفخ شکمه.
بسیاری از ما تجربه کردیم که قبل از یک امتحان مهم، یک مصاحبه کاری، یا هر رویداد استرس زایی، احساس ناراحتی و دل پیچه ای در ناحیه شکم داریم.

سردرد
بسیاری از افراد، به خصوص در زمان های پر استرس، تجربه سردرد های مداوم یا گاه به گاه دارن.
انواع سردرد های مرتبط با استرس:
سردرد های تنشی: شایع ترین نوع سردرد مرتبط با استرسه.
این نوع سردرد با احساس فشار یا باندی سفت دور سر توصیف میشه.
میگرن: استرس یکی از عوامل محرک میگرنه.
افراد مبتلا به میگرن ممکنه قبل از حمله میگرنی، احساس اضطراب یا استرس داشته باشن.

گرفتگی عضلات
هنگامی که تحت فشار یا استرس هستیم، بدن ما واکنش های فیزیولوژیکی خاصی نشون میده. یکی از این واکنش ها، منقبض شدن عضلاته. عضلات گردن، شانه ها و فک بیشترین تاثیر را از این انقباض ها میپذیرن.

سرماخوردگی و ضعف سیستم ایمنی
استرس و اضطراب مزمن میتونه باعث کاهش اختلال در عملکرد سیستم ایمنی بشه. این به معنی اینه که بدن در برابر عفونت ها، از جمله ویروس سرماخوردگی، آسیب پذیرتر میشه.
علاوه بر این، استرس باعث افزایش سطح کورتیزول میشه که میتونه به التهاب مزمن در بدن منجر بشه. التهاب مزمن نیز به نوبه خود، سیستم ایمنی رو تضعیف میکنه.

تپش قلب
تپش قلب و استرس، دو پدیده ای هستن که اغلب باهم مرتبط هستن. زمانی که فردی تحت استرس قرار میگیره، بدنش واکنش های فیزیولوژیکی خاصی نشون میده که یکی از اونها افزایش ضربان قلبه.

بیماری های روان تنی چرا به وجود میان؟

استرس و اضطراب:
استرس های مزمن، اضطراب های شدید و فشارهای روانی میتونن سیستم ایمنی بدن رو تضعیف بکنن و باعث ایجاد اختلال در عملکرد اندام های مختلف میشن.
سرکوب احساسات:
سرکوب احساسات منفی مانند خشم، غم و ترس میتونه به صورت علائم جسمی مانند سردرد، درد معده یا مشکلات پوستی بروز پیدا کنه.

پس در این مواقع سعی کنیم به روانمون هم توجه لازم رو کنیم تا به روان تنی تبدیل نشن.

احساس ناکافی بودن یا عدم کفایت

۴۱ بازديد
مهدی صارمی نژاد- ناکافی یودن


احساس ناکافی بودن یا عدم کفایت یک تجربه روانی رایج است که می‌تواند تأثیر منفی زیادی بر زندگی فرد بگذارد.
این احساس معمولاً شامل افکار و باورهایی درباره عدم توانایی، ارزش یا شایستگی خود در مقایسه با دیگران است.



علل احساس ناکافی بودن:
1.تربیت و دوران کودکی و انتظارات زیاد والدین، انتقادهای مداوم، یا مقایسه با دیگران در دوران کودکی می‌تونه به ایجاد این احساس منجر بشه.

2.مقایسه مداوم خود با دیگران، به ویژه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تونه احساس ناکافی بودن رو تقویت کنه.

3.همچنین تجربیات منفی مثل شکست‌ها، ناکامی‌ها و تجربیات منفی مکرر می‌تونه به ایجاد حس ناکافی بودن کمک کنه.

4.افرادی با ویژگی‌های شخصیتی مانند کمال‌گرایی و اضطراب بیشتر مستعد تجربه حس ناکافی بودن هستن .

5.قرار دادن انتظارات بیش از حد از خود می‌تواند باعث ایجاد فشار و احساس ناکافی بودن شود.


احساس ناکافی بودن میتونه باعث عدم اعتماد به نفس، اضطراب و افسردگی، اجتناب از چالش ها و حتی درگیر شدن در روابط ناسالم بشه.

راه‌های مدیریت و بهبود احساس ناکافی بودن:
اولین مرحله برای مدیریت این احساس شناخت و پذیرشش هست اینکه ببینید کی و چرا این احساس به وجود میاد.
مرحله ی بعد شناسایی الگوهای فکری منفی که بعد از این احساس ایجاد میشن هست.
تعیین اهداف کوچک و دست یافتنی و جشن بعد از موفقیت هرچند کوچک میتونه به تقویت اعتماد به نفس و کنترل حس ناکافی بودن کمک کنه.
تلاش کنید بجای تمرکز بر نقاط منفی روی نقاط قوت و موفقیت هاتون تمرکز کنید.
و خودتون رو کمتر با دیگران مقایسه کنید.

در انتها این راهکارها میتونه به تدریج این احساس رو کاهش بده اما اگر بسیار اذیتتون میکنه و یا نمیتونید الگوهای منفی بعدش رو شناسایی و کنترل کنید حتما از یک متخصص کمک بگیرید.

دلایل اشتباه برای ازدواج

۳۸ بازديد
مهدی صارمی نژاد- دلایل اشتباه ازدواج

‏دکتر بروس فیشر درمانگر طلاق
در کتاب بازسازی زندگی بعد از طلاق و جدایی
چندتا از دلایل اشتباه برای ازدواج رو بیان کرده که باهم مرور میکنیم:

۱.فرار از تنهایی
۲.فرار از محیط خونه و والدین
۳.باور اشتباه به اینکه هر کسی یک روز باید ازدواج کنه و نباید مجرد بمونه!
۴.‏باور این موضوع که فقط افرادی که نتونستن کسی رو پیدا کنن مجرد میمونن!
۵.نیاز به مراقبت کردن یا مورد مراقبت قرار گرفتن
۶.فقط بخاطر عاشق شدن!(اینجا لازمه اشاره کنم وجود عشق صرفا برای ازدواج کافی نیست)
۷.به دنبال جستوجوی استقلالی که در خانواده سرکوب شده.
۸.التیام از رابطه شکست خورده که با ازدواج به دنبال ترمیم اون هستن
۹.ارضای نیاز های مالی
۱۰.فقط برای رفع نیاز جنسی
۱۱.احساس گناه نسبت به اینکه اون شخص نمیتونه بدون من زندگی کنه!

و در انتها،
لطفا برای ترحم با کسی ازدواج نکنید.

ده توصیه مهم برای محافظت از سلامت روان

۴۲ بازديد
دکتر صارمی روانشناس
 
1.رابطه ها خیلی مهمن
داشتن رابطه های مثبت و حمایت گر با شریک عاطفی، دوستان یا خانواده میتونه تاثیر زیادی روی سلامت روانمون داشته باشه.
2.تفریح و وقت گذرانی با کارهایی که دوست داریم رو فراموش نکنیم
فیلم دیدن، کتاب خوندن یا هرچیزی که دوست داریم و خوشحالمون میکنه رو توی برنامه روزانمون یا حداقل توی برنامه هفتگی مون بذاریم.
3.تکنیک های آرام بخشی مثل مدیتیشن، تنفس عمیق، یوگا میتونه ذهنمون رو آروم کنه
4از حرف زدن با دیگران خجالت نکنیم.
با دوستان یا خانواده یا یک مشاور صحبت کنیم و از احساسمون بگیم.
5.تغذیه سالم رو فراموش نکنیم.
غذاهای سالم مثل میوه ها، سبزیجات، پروتئین میتونن انرژی و حال خوبی بهمون بدن.
6.ورزش
ورزش یک راهکار عالی برای کاهش استرس و اضطرابه. حتی یک پیاده روی کوتاه هم تاثیر مثبتی روی حال روحیمون داره.
7.کم خوابی باعث استرس و اضطراب میشه. سعی کنیم حداقل هفت تا هشت ساعت بخوابیم.
8.تا جایی که میشه زمانی از تکنولوژی و فضای مجازی فاصله بگیریم.
9.خودمون رو فراموش نکنیم.
افکار خودمونو بنویسیم و نزاریم به نشخوار فکری تبدیل بشه
10.در آخر اگر حس کردیم اوضاع از دستمون خارج شده و نمیتونیم حال روحیمون رو بهتر کنیم از یک متخصص کمک بگیریم. چون هیچوقت برای کمک خواستن دیر نیست.

تروما چه کاری با روان ما میکند؟

۵۴ بازديد
تروما-مهدی صارمی نژاد

تروما باعث میشه رفتار های تکانشی داشته باشیم، یعنی بدون فکر و از روی احساسات لحظه ای عمل میکنیم و بعد، از کرده خودمون پشیمون میشیم

چرا این اتفاق می افته و چه کار کنیم؟

تروما در حوزه روان به شرایط یا حوادثی گفته میشه که اثرات بلند مدت بر روان ما به جا بذارن و تنظیمات سیستم عصبی ما رو به هم بریزن.
ویژگی بارزِ زندگی کردن در یک بدن تروما زده اینه که به طور پیوسته از احساسات و عواطف خودمون فرار میکنیم.
از اونجایی که ممکنه این عواطف بسیار دردناک یا کلافه کننده باشن ما ترجیح میدیم به طور آگاهانه با اونها روبرو نشیم اما این عواطف با همون شدت در بدن ما حضور دارن. مغز ما برای کم کردن فشار ناشی از این عواطف به طور غریزی ما رو به سمت کارهایی که از این فشار رها بشیم میکشونه حتی به صورت موقتی. به همین خاطر تمایل شدیدی برای خرید کردن، الکل، غذا خوردن، وارد شدن در رابطه جدید و ... در خودمون احساس میکنیم.
وقتی ما یاد نگرفته باشیم که به هنگام داشتن عواطف شدید و افکار مزاحم ناشی از اونها چطور آگاهانه خودمون رو آروم کنیم، کنترل اوضاع به دست عواطف ما می افته و نتیجه اون، رفتار های تکانشی بی فکر و نسنجیده میشه.
این رفتار های تکانشی راهکار (سریع و موقتی)مغز ماست تا بدنمون رو از این فشار درونی نجات بده اما مشکلی که وجود داره اینه که این رفتارهای تکانشی در بلند مدت حس و حال مارو بدتر میکنن.
توانایی ما برای تنظیم عواطفمون، فکر کردن به نتیجه رفتارمون و در نظر گرفتن جوانب مختلف بسیار به این بستگی داره که تنظیمات سیستم عصبی ما چطور باشه .ما در حالت پاراسمپاتیک و فعال شدن شاخه شکمی عصب واگ میتونیم این کارها رو انجام بدیم.
در این حالتِ سیستم عصبی هست که ما میتونیم به جای رفتار های تکانشی به قسمت منطقی مغز خودمون دسترسی داشته باشیم.
برای اینکه فعال شدن این حالت از سیستم عصبی ما راحت تر بشه و در نتیجه کمتر گرفتار رفتار های تکانشی بشیم، بدن ما باید خواب و تغذیه مناسب داشته باشه. باید یاد بگیریم چطور از تنفس عمیق برای ایجاد وقفه استفاده کنیم. با این کار راه برای حس کردن و درک کردن عواطف شکل گرفته در درونمون باز میشه.
این کار نیاز به تلاش، تمرین و مقدار زیادی خود شفقتی داره.

"روان افسرده" کیست؟

۴۱ بازديد
روان افسرده- مهدی صارمی نژاد

روان افسرده یا "افسردگی" به حالتی اشاره دارد که در آن فرد به‌طور مداوم احساس غم، بی‌انگیزگی، و خستگی می‌کند. این وضعیت روانی می‌تواند روی افکار، احساسات، رفتار، و حتی سلامت جسمی تأثیر بگذارد.
 
افرادی که دچار افسردگی می‌شوند ممکن است علائم مختلفی را تجربه کنند، مانند:
 
- احساس غم و ناراحتی مداوم
- از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردند
- کاهش یا افزایش وزن بدون دلیل
- اختلالات خواب (بی‌خوابی یا خواب بیش از حد)
- احساس بی‌ارزشی یا گناه شدید
- کاهش انرژی و خستگی مفرط
- مشکل در تمرکز و تصمیم‌گیری
- افکار مکرر درباره مرگ یا خودکشی
 
افسردگی ممکن است به دلایل مختلفی از جمله عوامل شیمیایی مغز، تغییرات هورمونی، شرایط محیطی یا تجربه‌های ناگوار زندگی بروز کند. اگر افسردگی درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود. درمان‌های رایج شامل مشاوره روان‌شناختی، دارو درمانی و تغییر سبک زندگی است.
 
همچنین افسردگی می‌تواند جنبه‌ای ارثی داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهند که ژنتیک در بروز افسردگی نقش مهمی ایفا می‌کند. افرادی که در خانواده خود سابقه افسردگی دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند.
 
با این حال، ارثی بودن افسردگی به این معنا نیست که اگر یکی از اعضای خانواده دچار افسردگی باشد، دیگر اعضا نیز حتماً به آن مبتلا خواهند شد. ژنتیک یکی از چندین عاملی است که می‌تواند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد. 

در کل، اگر افسردگی درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود.
درمان‌های رایج شامل مشاوره روان‌شناختی، دارو درمانی و تغییر سبک زندگی است.
 
 

فرزند پروری ناسالم

۴۰ بازديد
فرزند پروری ناسالم-مهدی صارمی نژاد


بیش از حد مراقب فرزندتون نباشید!
معمولا وقتی از فرزندپروری ناسالم صحبت میکنیم، چیزی که به ذهن میرسد والدینی هستند که یا اصلا به فرزندشان محبت نمیکنند، یا بسیار به او سخت میگیرند و یا نسبت به او بی توجه هستند.
اما نوع دیگری از فرزندپروری ناسالم نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه میکنیم: والدین بیش از حد مراقب!
یعنی والدینی که اجازه نمیدهند فرزندشان هیچ ناکامی یا ناراحتی ای را تجربه کند و حتی مسئولیت های ساده را هم به او نمیدهند.
مثلا اتاقش را تمیز میکنند، همراهش درس می خوانند تا فرزندشان مشکلی نداشته باشد و در مسئولیت هایش سختی نکشد و حتی در روابط دوستانه و علایقش تصمیم میگیرند.

نتیجه این رفتار چه میشود؟
1.فرزندان حتی در بزرگسالی هم برای تمام کارهایشان به والدین وابسته هستند.
2.مهارت های مهم زندگی مثل مواجهه با شکست و ناکامی، مدیریت احساس های ناخوشایند و مسئولیت پذیری را یاد نمیگیرند.
3.هویت مستقل، عزت نفس و شناخت از خود پیدا نمیکنند.
4.برای مواجهه با دنیای واقعی، که گاهی ناامن، خشن و ناعادلانه است آماده نمیشوند.
5.در شغل و تحصیل شاید موفق نشوند زیرا مسئولیت پذیری ندارند و برنامه ریزی و حل مسئله بلد نیستند.
7.چون مسئولیت پذیری را یاد نگرفتند نمیتوانند روابط سالم بسازند و خودشان و دیگران را در معرض آسیب قرار میدهند.
8.با اولین شکست و ناکامی از پا در می آیند چون برایش آمادگی ندارند.

واقعیت زندگی این است که ما همیشه نمیتوانیم بچه هایمان را در حباب امنیت و آرامش نگه داریم.
پس باید برای دنیای واقعی آماده یشان کنیم بدون اینکه به آنها حس ناامنی ، نگرانی و بی کفایتی بدهیم.
بهترین کار این است که به فرزندانمان احساس امنیت و عشق بدهیم اما متناسب با سن آنها، بهشان مسئولیت بدهیم و بگذاریم با پیامد تصمیم هایشان آشنا بشوند و انواع احساسات و مدیریت هیجان را تجربه کنند.

عزت نفس چیست و چگونه می توان آن را تقویت کرد؟

۶۲ بازديد
عزت نفس-مهدی صارمی نژاد

عزت نفس یا همان حرمت نفس (Self Steem) مفهومی است که به نسبت اعتماد به نفس تعریف پیچیده‌تر و غیر قابل لمس‌تری دارد.

عزت نفس، مفهوم چند بعدی است که نشان‌ دهنده ارزش و احترامی است که فرد به خود اختصاص می ‌دهد. این مفهوم از نگاه داخلی فردی به وجود می ‌آید و بر تصمیم ‌ها، احساسات و رفتارهای او تاثیر می‌ گذارد. کلمه "عزت" به معنای ارزیابی، ارزش، اندازه یا برآورد اشاره دارد.

تحقیقات نشان داده‌اند عزت نفس با سلامت روان رابطه مستقیمی دارد.
بنابراین، عزت نفس به عنوان ارزیابی خود از ارزش شخصی به وجود می‌ آید. عزت نفس نتیجه تجربیات زندگی و تعاملات فرد با دیگران است. افرادی که عزت نفس قوی دارند، به ارتباطات مثبت با دنیای اطراف خود می‌ پردازند و از تجارب جدید استقبال می ‌کنند.
همانطور که گفته شد، عزت نفس اصطلاحی است که در روانشناسی به میزان ارزشی که یک فرد برای خود قائل می‌شود اطلاق می‌گردد. این احساس درونی نحوه ارزش‌گذاری و درک شما را از خودتان نشان می‌دهد.
درواقع اگر بخواهیم بگوییم «عزت نفس یعنی چه» باید آن را مشابه احترام به خود بدانیم که در اصل سطح اعتماد شما به توانایی‌ها و ویژگی‌های‌تان را توصیف می‌کند.


در ادامه به معرفی و توضیح راه های تقویت عزت نفس می پردازیم که برگرفته از کارگاه عزت نفس مهدی صارمی نژاد روانشناس بالینی و مشاور شیراز می باشد:


1. شناخت و پذیرش خود: نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و بپذیرید. تلاش کنید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید و آنها را تقویت کنید.

2. تعیین اهداف واقعی: اهداف کوتاه‌مدت و قابل دسترس برای خود تعیین کنید. دستیابی به این هدف های کوچک باعث افزایش اعتماد به نفس و احساس موفقیت می‌شود.

3. خودگفتاری مثبت: به جای انتقاد از خود، با خود به شیوه‌ای مثبت و مهربانانه صحبت کنید. افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید.

4. مراقبت از خود: به سلامت جسمانی و روانی خود اهمیت دهید. ورزش منظم، تغذیه سالم، خواب کافی و فعالیت‌های آرامش‌بخش مانند مدیتیشن یا یوگا می‌توانند به بهبود عزت نفس کمک کنند.

5. ایجاد روابط سالم: با افرادی که به شما احترام می‌گذارند و از شما حمایت می‌کنند، ارتباط برقرار کنید و در ارتباط بمانید.

6. یادگیری و توسعه مهارت‌ها: سعی کنید به طور مداوم در حال یادگیری و کسب مهارت‌های جدید باشید. این کار باعث افزایش احساس کارآمدی و ارزشمندی می‌شود.

7. مواجهه با ترس‌ها: با ترس‌ها و چالش‌های خود روبرو شوید و سعی کنید آنها را مدیریت کنید. هر بار که از ترسی عبور می‌کنید، عزت نفس شما افزایش می‌یابد.

8. کمک به دیگران: کمک به دیگران و مشارکت در فعالیت‌های جمعی می‌تواند به افزایش احساس ارزشمندی و عزت نفس کمک کند.

9.همچنین فعالیت در رشته های ورزشی میتواند عزت نفس را تا حد زیادی تقویت کند.
برای اطلاع از بهترین ورزش ها برای تقویت عزت نفس اینجا کلیک کنید.

با تمرین و پیگیری این راهکارها، می‌توانید به تدریج عزت نفس خود را افزایش دهید و به یک زندگی شادتر و موفق‌تر دست یابید.

چرا اهمال کاری می کنیم؟

۴۸ بازديد
اهمال کاری-دکتر مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

برای بسیاری از افراد اهمال کاری و به تعویق انداختن آن‌ها، صرف‌نظر از گفته‌هایشان، به معنای تنبلی نیست. در حقیقت، زمانی به این رفتار گرایش داریم که برای مدت زیادی درگیر انجام کار بوده‌ایم و درست در بازه‌ی زمانی قبل از تحویل کارها (deadline) قرار گرفته‌ایم.
 
به تعویق انداختن کار تا آخرین لحظه یا صبر کردن تا گذشتن از مهلت آن‌ها، اهمال کاری است.

به گفته جوزف فراری، نویسنده کتاب «هنوز هم اهمالکاری: راهنمای بدون پشیمانی برای انجام آن» , استاد روانشناسی در دانشگاه دیپائول شیکاگو، حدود ۲۰ درصد از بزرگسالان ایالات متحده دچار اهمال کاری مزمن هستند.

اهمال‌کاری یا تعویق انداختن کارها دلایل مختلفی دارد که شامل عوامل روان‌شناختی، احساسی و محیطی می‌شود.
در زیر به برخی از مهم‌ترین دلایل اهمال‌کاری اشاره می‌کنم:
 
1. ترس از شکست: برخی افراد از ترس اینکه نتوانند کار را به خوبی انجام دهند، آن را به تعویق می‌اندازند. این ترس از شکست می‌تواند باعث کاهش انگیزه و افزایش اهمال‌کاری شود.
 
2. ترس از تصمیم گیری: ترس از تصمیم گیری اشتباه باعث به تعویق افتادن کارها می شود.هرچه زودتر بعد از جمع آوری اطلاعات کافی برای موضوعی تصمیم بگیریم زودتر به نتیجه میرسیم.

3. کمال‌گرایی: افراد کمال‌گرا اغلب اوقات کار را به زمان دیگری موکول کنند.چون قصد دارند در زمان مناسب و به بهترین شکل آن را انجام دهند و همین موضوع باعث میشود کارها را به تعویق بیاندازند و از عملکرد خود رضایت نداشته باشند.
 
4. مدیریت زمان و برنامه ریزی ضعیف: نداشتن برنامه‌ریزی مناسب و مدیریت زمان به مرور سبب به تعویق انداختن کارها میشود. هرچه اهداف ما واقع گرایانه تر باشد احتمال اهمال کاری کمتر است .
 
5. بی‌انگیزگی: عدم علاقه به کار یا نداشتن انگیزه کافی برای انجام آن می‌تواند باعث اهمال‌کاری شود. وقتی کاری برای فرد جذابیت ندارد، او تمایل دارد آن را به تعویق بیندازد.
 
6. حواس‌پرتی و عوامل مزاحم: محیط‌های پر از حواس‌پرتی و وجود عوامل مزاحم مانند شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه و... می‌تواند باعث کاهش تمرکز و تعویق کارها شود.
 
7. استرس و اضطراب: احساس استرس و اضطراب در مورد انجام کارها می‌تواند باعث شود که فرد از انجام آنها خودداری کند و به تعویق بیندازد.
 
8. عادت‌های نامناسب: گاهی اوقات اهمال‌کاری به دلیل عادت‌های نامناسب و الگوهای رفتاری نادرست ایجاد می‌شود. این عادت‌ها می‌توانند به مرور زمان تقویت شده و تغییرشان دشوار باشد.
 
9. کمبود انرژی: خستگی جسمانی و روحی می‌تواند باعث کاهش انگیزه و توان برای انجام کارها شود و فرد را به تعویق انداختن آنها وادار کند.
 
برای مقابله با اهمال‌کاری، می‌توانید از راهکارهایی مانند تعیین اهداف کوچک و قابل دسترس، ایجاد برنامه‌ریزی مناسب، مدیریت زمان، کاهش حواس‌پرتی‌ها، افزایش انگیزه و تمرین خودکنترلی استفاده کنید. همچنین، در صورت نیاز می‌توانید از کمک متخصصان مشاوره و روان‌شناسی بهره‌مند شوید.

حسادت چیست و چگونه میتوان آن را کنترل کرد؟

۴۷ بازديد

حسادت-مهدی صارمی نژاد مشاور شیراز

حسادت یک احساس یا واکنش عاطفی است که زمانی رخ می‌دهد که فرد احساس می‌کند دارایی، موفقیت، یا ویژگی‌های مثبت دیگری که در دیگران می‌بیند، باید متعلق به او باشد. این احساس می‌تواند ناشی از ترکیبی از احساسات مانند ترس، ناامنی، خودکم‌بینی و خشم باشد.احساس حسادت ممکن است در افراد با هر سنی، جنسیتی، و گرایش های جنسی اتفاق بیفتد.

حسادت میتواند تقریبا در هر نوع روابط انسانی ایجاد شود، از خواهر و برادرانی که برای جلب توجه والدین با هم رقابت می کنند تا همکارانی که تلاش می کنند تا یک رئیس محترم را تحت تاثیر قرار دهند.

اگر چه احساس حسادت یک تجربه هیجانی دردناک است، اما روانشناسان تکاملی آن را نه به عنوان یک احساس سرکوب شده بلکه به عنوان یک سیگنال یا یک هشدار می دانند. 

حسادت در واقع نوعی حواس پرتی است که بر توانایی افراد برای پردازش اطلاعات همراه با خونسردی که برای انتخاب های منطقی ضروری است تأثیر می گذارد. در حسادت خاموش، افراد تلاشی برای تخریب، شایعه پراکنی یا تلاش برای مسموم کردن شهرت فرد مورد نظر نمی کنند. اما فکر و ذهن آنها درگیر افکار مزاحمی می شود که باعث عدم تمرکز و حواس پرتی می شود.

 

 فروید فکر نمی کند که حسادت همیشه کاملا منطقی است. او فکر می کند که می تواند به طور عادی، فرافکنده شده یا به صورت هذیان باشد.

حسادت عادی یا نرمال، مطابق نظر فروید ماهیتی رقابتی دارد.

بنابراین، به احتمال زیاد نیاز به یک مولفه ی انگیزشی دارد، و این باعث می شود که شما به دنبال جلب علاقه شریک عشقی خود باشید یا انتقام بگیرید.

حسادت فرافکنی شده، حسادتی است که ناشی از خیانت یا افکار و تصورات شما از خیانت آن فرد است.

چرا که شما این افکار را دارید.

برای مثال : شما نشانه هایی را به طور اشتباه برداشت می کنید، درصورتی که این نشانه ها واقعا نشانه ای از خیانت شریک عشقی شما نیستند.

یا شما حالت و نشانه هایی را اشتباه برداشت می کنید و تصور میکنید که یک فردی دارد تلاش می کند تا شریک عشقی شما را اغوا کند.

در نهایت، حسادت هذیانی که نوعی از پارانویا هست.

اگر شما احساس حسادت دارید به این دلیل است که شما باور دارید که پارتنرتان در حال خیانت است یا در آینده نزدیک خیانت می کند، با وجود اینکه هیچ شواهدی در این زمینه وجود ندارد.

در این حالت، شما از حسادت هذیانی رنج می برید.

 

 علل حسادت:

1. مقایسه اجتماعی: مقایسه خود با دیگران و احساس کمبود نسبت به آن‌ها.
2. احساس عدم کفایت: احساس ناتوانی در رسیدن به اهداف یا داشتن ویژگی‌هایی که دیگران دارند.
3. ترس از دست دادن: نگرانی از اینکه فرد چیزی ارزشمند را به دیگری از دست دهد.

 

روش‌های مدیریت حسادت:

هر چند که حسادت می تواند ارزشمند باشد، همچنین می تواند باعث ایجاد رفتار های مخرب شود.

این احساس می تواند کسی را وادار کند که وسواس ارتباط پیدا کند و محل زندگی دیگران را تحت نظر داشته باشد.

همچنین باعث کاهش اعتماد به نفس فرد می شود، و یا حتی باعث می شود که با خشونت رفتار کند.

کاوش در احساساتی که موجب حسادت می شوند، می تواند به خود تاملی کمک کند و همچنین می تواند به پیشرفت مهارت های مقابله ای درونی کمک کند.

داشته هایتان را به خودتان یاداوری کنید و قدر آنچه را دارید بدانید و برای افزایش عزت نفس، روی توانایی های خود تمرکز کنید. این جهت گیری به شما کمک می کند موفقیت دیگران را بپذیرید.

مقایسه‌ها فقط احساس بدی در شما ایجاد می‌کنند.بجای اینکار،  وضعیت فعلی خود را نسبت به گذشته خود بررسی کنید تا درک کنید که چقدر پیشرفت کرده اید.

در رابطه عاطفی، صادق بودن با طرف مقابل در مورد احساسات می تواند موجب گفتگو های موثر شود.

گفتگو های موثر راجع به مشکلات رابطه و احساسات شما باعث می شود که در مورد چگونگی ترمیم رابطه با شریک عشقی تان به توافق برسید.

 

کلام آخر  

 

در نهایت، حسادت یک احساس طبیعی است که همه انسان‌ها ممکن است در برهه‌هایی از زندگی تجربه کنند، اما با شناخت و مدیریت آن می‌توان بهبود روابط و زندگی شخصی را تجربه کرد.

چنانچه در تعدیل احساس حسادت تان نیاز به کمک تخصصی دارید،  می توانید از خدمات رواندرمانی و روانکاوی کلینیک صارمی نژاد به صورت آنلاین یا حضوری استفاده کنید.